فلز گران بهاتر، حرارت بیشتر، کار بیشتر
همه این ماجراها برای همه انسانها وجود دارد، فق اندازه های آن کم و زیاد است و طبعا برخوردها هم متفاوت.
اگر فلزت گرانبها باشد، باید روی آن کار کنی، خودت را بسوزانی و از بین ببری. آنچه از این فلز گرانبها می ماند باید شکل داده شود، با ظریف کاری به زیبایی آن افزوده گردد، ناهمواری های این فلز ناچارا باید هموار شود و در چشم خریداران بنشیند. راستش آدم تا در کوره تربیت داغ نشود، نسوزد، چکش نخورد، گداخته نشود، هموار نمی گردد. انسان ناهموار هم در همه جا به مردم گیر می کند و نمی تواند به راحتی از کنار دیگران رد شود. باید میخ ها و ناهمواری هایی چون حرص و حسد و بخل و تنگ نظری و آز او در کوره آدمیت و تربیت بسوزد و آب شود و هر چه فلز گرانبهاتر است و ارزش آن بالاتر است به کار و حرارت بیشتر نیاز دارد.
پس برای اینکه فلزمان گرانبهاتر گردد باید بیشتر کار کنیم و حرارت ببینیم.
از پررو بازی خوشم نمیادشوخی رو دوس دارم خیلی خندونم(نیشم تا بنا گوش بازه)خدا بخیر کنه درس خونم خر خون نیسسم وب گردی رو دوس دارم البته اگه وقت داشته باشم عاشق نقاشیم بعضی وقتا شعرم میگم،البته با اینکه رشتم ریاضیه.مهربونم هستما!