اراده؛بزرگترین سلاح آدمی در برابر پستی های زندگی!
ایستگاه ترانزیت
خورشید را بنگر
او هر روز با طلوعش تو را به نور و روشنایی فرامی خواند
او از تو می خواهد از هر چه غیر نور و روشنایی است گریزان باشی
نمی خواهی دعوتش را بپذیری؟
جویبار را بنگر
او که در تلالو خورشید چون آبگینه می درخشد
او تو را به جاری بودن و جاری ساختن فرا می خواند
از تو می خواهد هرگز سکون پیشه نکنی
او از تو تکاپو و حرکت رو به جلو را می طلبد
نمی خواهی دعوتش را بپذیری؟
ماه زیبا را بنگر
او تو را به ضیافت خود و ستارگان دعوت می کند
او از تو می خواهد عشق پیشه کنی
عاشق باشی و دیگران را نیز به عشق دعوت کنی
او تو را به شادی و بودن دعوت می کند
نمی خواهی دعوتش را بپذیری؟
دریا را بنگر
او با تمام ابهتش تو را به آرامش فرامی خواند
با امواجش با تو حرف می زند:
این چنین سهمگین ببین
در دل من دنیای بی کران از آرامش نهفته که تو را بدان جا فرامی خوانم.
نمی خواهی دعوتش را بپذیری؟
درختان و طبیعت را بنگر
آنها تو را به مبارزه فرامی خوانند
گاهی سبز سبز،گاهی خشک و پژمرده
اما واقعیت این است که همگی گذراست
آنها که در هنگام سرسبزی به خود غره نمی شوند
و به هنگام خشکی مایوس و ناامید
چون می دانند زندگی تلفیقی از هر دوی آنهاست
آنها تو را به مبارزه ی امان با مشکلات و زیروبم های زندگی فرامی خوانند
نمی خواهی دعوتشان را بپذیری؟
اگر بخواهی درس بودن و زیستن را یاد بگیری،همه وقت و همه جا در دسترس توست،کافی است اراده کنی و بخواهی.
green3sh@yahoo.comسعید بورنجان شیرازی
از پررو بازی خوشم نمیادشوخی رو دوس دارم خیلی خندونم(نیشم تا بنا گوش بازه)خدا بخیر کنه درس خونم خر خون نیسسم وب گردی رو دوس دارم البته اگه وقت داشته باشم عاشق نقاشیم بعضی وقتا شعرم میگم،البته با اینکه رشتم ریاضیه.مهربونم هستما!