روزی سرخ پوست پیری برای نوه اش از حقایق زندگی چنین گفت :" در وجود هر انسانی همیشه مبارزه ای جریان دارد که مانند مبارزه دو گرگ است . یکی از گرگ ها سمبل بدی ها مثل حسد ، بخل ، دروغ ، خودخواهی و تکبر است و دیگری سمبل عشق ، امید ، حقیقت و مهربانی است . " سخنان پدربزرگ نوه را به فکر فرو برد تا اینکه پرسید : " پدربزرگ! در پایان کدام گرگ پیروز می شود ؟ " پدربزرگ لبخندی زد و گفت : " آن گرگی که به ان غذا دهی . "